مهارت های شناختی برای موفقیت مهندسی


اخیراً خیلی به فکر کردن فکر می کنم. چند دلیل برای این وجود دارد.

اول، انجام آن به خوبی پیش نیاز توسعه هر گونه تخصص قابل اعتماد در هر نوع رشته علوم کامپیوتر یا مهندسی است. با مجموعه ابزار ذهنی مناسب، می‌توانید هر یک از دانش‌های موضوعی را که احتمالاً به آن نیاز دارید، راه‌اندازی کنید.

دوم، در تجربه من، این جنبه علوم و مهندسی کامپیوتر است که کمترین توجه را به خود جلب می کند. سیل واقعی منابع آموزشی آنلاین وجود دارد. اما بسیاری از آنها برای کسب صلاحیت اولیه با ابزار نرم‌افزاری برای واجد شرایط کردن یک شغل، به دنبال کسب مهارت اولیه هستند. این تا حدی قابل درک است. اگر تا به حال برنامه نویسی نکرده اید، مهارتی که بلافاصله احساس می کنید فاقد آن هستید، استفاده از یک زبان برنامه نویسی است. پس طبیعی است که به آن حمله کنیم.

اما اگرچه به اندازه بالا زدن آستین‌ها و گفتن «سلام» به آن دنیا هیجان‌انگیز نیست، اما وقت گذاشتن برای یادگیری نحوه یادگیری و حل مشکلاتی که با کدنویسی سخت‌تر حل نمی‌شوند، در دراز مدت نتیجه خواهد داد. اجرا کن.

آنچه در ادامه می‌آید، آنچه را که من به عنوان اساسی‌ترین مهارت‌های شناختی که به موفقیت مهندسی کمک می‌کنند، تشریح می‌کند.

خشن ترین منتقد شما باید تفکر شما باشد

تقدم تفکر انتقادی چنان سخنی فرسوده است که بیشتر افرادی که آنها را وادار به بررسی دقیق می‌کنم به آن علاقه دارند. با این حال، این نباید باعث شود کسی به اشتباه فکر کند که ضروری نیست.

بخشی از مشکل این است که برای کسانی که از تفکر انتقادی دفاع می کنند، آسان است که فرض کنند مخاطبان آنها می دانند این تفکر چیست و چگونه آن را انجام دهند. از قضا، این فرض به خودی خود می تواند از انجام برخی تفکرات انتقادی سود ببرد.

بنابراین، اجازه دهید به اصول اولیه بازگردیم.

ویکی‌پدیا تفکر انتقادی را اینگونه تعریف می‌کند: «تجزیه و تحلیل حقایق، شواهد، مشاهدات و استدلال‌های موجود برای تشکیل یک قضاوت». باربرترین کلمات در اینجا به چه معنا هستند؟ «حقایق»، «شواهد» و «مشاهدات» به هم مرتبط هستند، زیرا همگی به روش‌های خاص خود تلاش می‌کنند تا آنچه را که ما به طور منطقی معتقدیم درست است، ثابت کنند.

«حقایق» عموماً توسط (معمولاً) کسانی که به تشخیص آنها اعتماد داریم، قبل از آن ثابت می شوند. “شواهد” از نتایج اندازه گیری شده خاصی تشکیل شده است که توسط شما یا سایر افراد قابل اعتماد فهرست بندی شده است. «مشاهدات» دلالت بر مواردی دارد که خود متفکر انتقادی انجام داده است. اگر اینها نیز پدیده‌هایی بودند که دیگران (و نه متفکر) شاهد آن بودند، پس این تفاوت معناداری با «شواهد» چگونه خواهد بود؟

“Arguments” در اینجا عجیب است، اما دلیل خوبی دارد. اینجاست که «فکر کردن» (مخصوصاً استدلال) واقعاً کار سنگین خود را شروع می کند. «برهان‌ها» توضیح می‌دهد که چگونه متفکر تصمیم‌های منطقی می‌گیرد که بر اساس نحوه تعامل حقایق، شواهد و مشاهدات به دانش اضافی اشاره می‌کند.

مهمترین کلمه این تعریف «قضاوت» است. تفکر انتقادی لزوماً به تلاش برای اثبات حقایق جدید مربوط نمی شود. تنها چیزی که تفکر انتقادی مستلزم آن است این است که در نظر گرفتن همه موارد فوق، مقداری برآورد کلی از آنچه را که در حال بررسی است به دست دهد.

این قضاوت ها نباید مطلق باشند، بلکه ممکن است احتمالی باشند. تا زمانی که نتیجه این باشد که نهاد مورد بررسی «مورد قضاوت» قرار گرفته است، و قضاوت تمام اطلاعات موجود را در نظر می گیرد (نه فقط آن چیزی که به نتیجه دلخواه منتهی می شود)، تمرین تفکر انتقادی کامل می شود.

فرآیند بررسی

من شک دارم که آیا منظور اکثر مردم از «تفکر انتقادی» این است. اما آنچه واقعاً مهم است این است که آیا خودتان تفکر انتقادی را تمرین می کنید یا خیر. به اندازه کافی خنده دار است، راه برای ارزیابی اینکه آیا شما انتقادی فکر می کنید … این است که به طور انتقادی در مورد آن فکر کنید. متا، من می دانم، اما شما باید به آنجا بروید.

در واقع، کاری که ما در طرح این سؤالات انجام دادیم نوعی تفکر انتقادی است. من اکتشافی خود را برای تفکر انتقادی دارم، که این سوال است که “چرا x اینطور است؟” چه عناصری عمل کردند، یا باید روی x عمل می‌کردند تا آن‌گونه باشد که من آن را درک می‌کنم، و آیا آن عناصری که من گمان می‌کنم وجود دارند، به روش‌های دیگری آشکار می‌شوند یا اثراتی ایجاد می‌کنند؟ این مفید است زیرا تصدیق می کند که هیچ چیز در خلاء وجود ندارد، که کمک می کند مطمئن شوید که همه حقایق موجود را در نظر می گیرید، نه فقط موارد واضح را.

با درک عملی از تمرین تفکر انتقادی، عادت کنید که از آن برای حذف واقعیت معتبر از واقعیت درک شده استفاده کنید. سعی کنید تا زمانی که آن را از طریق این فرآیند بررسی نکرده اید، چیزی را درست فرض نکنید. آیا یک بیانیه داده شده با حقایق دیگری که در مورد موضوع دارید همخوانی دارد؟ آیا با آنچه معقول است سازگار است؟ آیا با توجه به زمینه، منطقی است؟

من نباید به شما بگویم که این کار چقدر برای کار با رایانه ارزشمند است. من نباید این کار را بکنم زیرا شما اکنون (اگر قبلاً نه) می توانید آن را برای خودتان بفهمید.

سعی کنید قبل از اینکه گریه کنید

این چیزی است که در دیگر قطعات من نشان داده شده است، اما در اینجا به منظور کامل بودن، شایستگی تکرار آن را دارد.

همه ما گاهی به کمک نیاز داریم، اما همکاران شما انتظار دارند که ابتدا خودتان سعی کرده باشید مشکل را حل کنید. زمان منبع کمیاب است، بنابراین آنها می‌خواهند بدانند که منابع خود را عاقلانه خرج می‌کنند. دادن همان پاسخ به شما در جستجوی گوگل احتمالاً اینطور نیست. علاوه بر این، اگر خودتان سعی کرده‌اید آن را حل کنید، شخصی که به شما کمک می‌کند می‌تواند از جایی که کار را ترک کردید شروع کند. این به آن‌ها اجازه می‌دهد تا بسیاری از علل بالقوه‌ای را که آزمایش آنها زمان می‌برد، رد کنند.

شما همچنین هرگز نمی دانید که آیا مهندسان همکار شما در دسترس هستند یا دانش کافی برای کمک در زمانی که شما به آن نیاز دارید. اگر شما تنها کسی باشید که درباره پروژه ای که روی آن کار می کنید چیزی می دانید؟ یا اگر در یک ضرب الاجل محدود هستید که نمی توانید منتظر پاسخ باشید، چه؟ عادات قابل اعتماد حل مسئله را توسعه دهید، زیرا در نهایت اینها تمام چیزی است که شما دارید.

این واقعاً به معنای داشتن یک روش عیب‌یابی است. برای انواع عمده مشکلاتی که با آن مواجه خواهید شد، تشخیص اولیه گام به گام را بنویسید. سپس هر کدام که تشخیصی اعمال می شود را اجرا کنید.

فهرستی از مواد مرجع قابل اعتماد جمع آوری کنید و قبل از پرسیدن سوال با آنها مشورت کنید. برای هر حادثه‌ای که شما را به دفترچه راهنمای کاربر می‌فرستد، از کجا نگاه می‌کردید و چه چیزی آنجا بود و چه چیزی نبود را دنبال کنید. سپس، وقتی زمان درخواست کمک فرا رسید، نتایج تشخیص خود و گزیده‌هایی از مواد مرجع را جمع‌آوری کنید و همه را به هر کسی که می‌خواهید ارائه دهید. آنها قدردان این کار شما خواهند بود.

مهارت ها را بیاموزید نه فاکتوئیدها

درست مانند هر رشته ای، مطمئناً حقایقی وجود دارد که باید آنها را حفظ کنید. برای مثال، اگر سینتکس بلوک‌های دستور شرطی را در زبان خود به خاطر بسپارید، زندگی شما به عنوان یک توسعه‌دهنده آسان‌تر خواهد شد.

با این حال این به اندازه کسب مجموعه مهارت ها مهم نیست. برای مثال، اگر سینتکس زبان های برنامه نویسی معمول خود را به خاطر بسپارید، می توانید به طور معقولی به دور دست برسید. اما چه اتفاقی می افتد اگر شما نیاز به یادگیری یک ماژول یا یک زبان کاملاً جدید داشته باشید که چیزها را به گونه ای متفاوت قالب بندی می کند؟ اگر در عوض بدانید که چگونه آنچه را که نیاز دارید را از منابع معتبر جستجو کنید، ممکن است گاهی اوقات بیشتر طول بکشد، اما بدون توجه به نرم افزار یا زبانی که استفاده می کنید، پاسخ درست را دریافت خواهید کرد.

پارادایم طراحی تکراری و افزایشی برای توسعه نرم افزار نمونه ای از یک مهارت است.

در اینجا، “افزایشی” به مدولار بودن مربوط می شود. توسعه‌دهنده را وادار می‌کند که پروژه کلی را به کوچک‌ترین قطعات ممکن تقسیم کند و هر قطعه فقط یک کار را انجام دهد و تا حد امکان مستقل عمل کند (در حالت ایده‌آل اصلاً نه). سپس وظیفه توسعه دهنده این است که هر قطعه را یکی یکی بسازد.

عنصر “تکرار کننده” به معنای ادامه ساختن، ویرایش و آزمایش هر مؤلفه ای است که توسعه دهنده به صورت دوره ای روی آن کار می کند تا زمانی که بتواند به تنهایی کار کند. هیچ حرکتی تا آن زمان وجود ندارد. این نه تنها برای هر زبانی که شخص استفاده می‌کند یا برنامه‌ای که می‌سازد، کار می‌کند، بلکه حتی فراتر از قلمرو رایانه‌ها نیز کار می‌کند.

این فلسفه طراحی فقط یک نمونه از این است که چگونه یک مهارت به مهندسان بهتر از یک فرآیند معمولی خدمت می کند، اما بسیاری دیگر وجود دارند. مواردی را که رشته شما نیاز دارد را مشخص کنید و با استفاده از آنها راحت باشید.

در نانوایی توقف کنید، به خرده نان نیاز دارید

همه چیز را بنویس از آنجایی که نوشتن یادداشت ها ارزان تر از همیشه است، هیچ چیز مانع شما نمی شود. اگر دیجیتال را دوست دارید، اساساً رایگان است که هر چقدر که می خواهید بنویسید. یک واژه پرداز باز کنید و خودتان ببینید. اگر نوت‌بوک‌ها بیشتر مورد توجه شما هستند، چند دلار در یک فروشگاه لوازم اداری بروید و آماده هستید.

همچنین خواندن یادداشت ها از نظر زمان صرف شده ارزان تر از تلاش برای یافتن مکرر چیزی در وب است. هیچ دلیلی وجود ندارد که شما چیزی را دو بار جستجو کنید، مگر اینکه از آخرین بار تغییر کرده باشد. وسوسه انگیز است که فرض کنید چیزی را به خاطر خواهید آورد یا دیگر به آن نیاز نخواهید داشت. نکن. اگر این کار را انجام دهید، در نهایت در اشتباه خواهید بود، و بیهوده کشف مجدد آن زمان می برد.

یادداشت های شما همچنین تنها جایی هستند که می توانید آنچه را که یاد گرفته اید مطابق با نیازهای خود تنظیم کنید. وب کمبودی در پاسخ ندارد، اما ممکن است دقیقاً آنهایی نباشند که شما نیاز دارید. اگر یادداشت بردارید، می توانید اطلاعات را قبل از ضبط مجدد در مورد استفاده خود فرموله کنید.

ترفند واقعی با یادداشت ها داشتن یک سیستم سازمانی است. تنها راهی که نوشتن چیزها باعث شکست شما می شود این است که دوباره نتوانید آنها را پیدا کنید. صرف نظر از اینکه شما یک یادداشت نویس مشتاق هستید، چند تکنیک یادداشت برداری را امتحان کنید تا زمانی که یکی را که دوست دارید پیدا کنید.

به سمت بلوک شروع حرکت کنید

هنگام اجرای یک مسابقه، در تمرینات خود را برای پیروزی یا شکست آماده می کنید. اگر با پشتکار تمرین نکرده‌اید، تلاش بیش از حد در زمان شروع رقابت تفاوتی ایجاد نمی‌کند. با این اوصاف، شما هنوز باید آن را در پیست تمرین کنید.

مهارت های شناختی که من در مورد آن صحبت کردم حتی تمرین نیست، بلکه برنامه تناسب اندام مربی شما است. مربی من مطمئناً مربی المپیکی نیست، اما اصلاً هیچ کدام را شکست نمی دهد. آموزش اکنون در دستان شماست.



منبع